![]() |
![]() |
|
|
یه سوژه تکراری اما دوست داشتنی و مثال زدنی....دوستی گل و پروانه رو میگم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
اي پرنده مهاجر ، اي پر از شهوت رفتن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟ همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ، به کجا چنین شتابان؟ به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را... (محمد رضا شفیعی کدکنی) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
من میمیرم برای Dance.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|