![]() |
![]() |
|
|
به نظر شما اسم اين مدل مراسمي كه امروزه برگزار ميشه رو چهارشنبه سوري ميشه گذاشت؟؟؟ مشكل از كجاست؟؟ ستاد فرماندهي نيروي انتظامي بعد از كمي معطلي يه نامه كه بدردم خرد و يه موتور سيجي با رانندش در اختيار من و دوست و همكار خوبم سيامك عبداللهي قرار داد تا هر جا كه دوست داشتيم ما رو ببره و عكاسي كنيم، انصافآ دمه ستاد فرماندهي گرم... رفتيم ميرداماد ميدان محسني، كيپ تا كيپ مآمورين انتظامي با بنز و سمند و ون و موتور وايساده بودن و اثر از هيچ جنبنده ديگري نبود...رفتيم حفت حوض، اينور خيابون و اونور خيابون پر بود از آدم، اونوريا هرچي تو دستشون بود پرت ميكردن سمت اينور، اينوريا هم كم نمياوردن و هرچي دم دستشون ميومد پرت ميكردن اونور خيابون، چيزايي از قبيل سيگارت و فشفشه و كپسولي و نور افكن و آبشار و هفت ترقه و... و بدتر از همشون نارنجك دستي....هرچي سطل آشغال تو خيابون وجود داشت در حال سوختن بود، پايين خيابون هم مآمورين انتظامي ايستاده بودن و عدهشون خيلي كمتر از ملت بود و هر از چند گاهي سه چهارتاشون پاورچين پاورچين يواشكي ميومدن بين جمعيت و اولين كسي كه چيزي پرت ميكرد ميگرفتن و حتمالآ ميبردن جايي كه خاطرات دوران كودكيش رو به ياد بياره...خلاصه يه جنگ تمام عيار در حال وقوع بود.... هستند كساني كه يه آتيش كوچولو درست ميكنن و مثل آدميزاد از روش ميپرن، نهايت خلافشونم يه فشفشه و يه سيگارته...حتي بعضآ مراسم قاشق زني هم برگزار شد...ادامه عكسها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
ماهي قرمز زيباست و با حضورش سفرههاي هفت سين رو زيباتر ميكنه، دستهاي ميگن ماهي قرمز سر سفرههاي هفت سين ايرانيان باستان نيز حضور داشته و دستهاي ديگر معتقدآ ماهي قرمز در كمتر از صد سال قبل از چين وارد هفت سين شده، چينيها در مراسم سال نو چيني ماهي قرمز رو نشانه مرگ ميدونن و اون رو رها ميكنند و در عيد ايراني اين موجود زيبا و دوست داشتني تو تنگ بلور حبس ميشه... ميتونيد حدس بزنيد از 15 اسفند تا 15 فروردين هرساله چند ميليون ماهي قرمز عمرشون رو ميدن به شما؟؟؟يادش بخير بچه كه بودم نه يه تنگ بلور بلكه يه تشت بزرگ ماهي ميخريدم و بيشترشون رو تا عيد سال بعد نگه ميداشتم...حوصله نوشتن ندارم بيخيال...ادامه عكسها |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
آدم رو خر گاز بگيره ولي جو نگيره... من رو ياد آخر مراسم عروسي ايراني ميندازه، بوق زدنا، هد زدن و لرزوندنا، دست زدنا، كورس گذاشتن و لايي كشيدنا، نشستن لب شيشه ماشين، وولووم تا آخر كردنا، از همه مهمتر پز ماشين جديد و مدل بالا به فك و فاميل دادنا، و از همه بدتر جلوي ماشين عروس گرفتن و خيابون بستن و رقصيدنا...نميدونم چه صيغهاي داره كه از كوچيك و بزرگ و زن و مرد و پير و جوون، همه جو گير ميشن...درصد زيادي از عروسيها تو اين مرحله آخر به انواع مختلف به گه كشيده ميشن...شب اول زندگي هزار رقم فحش و نفرين و بدوبيراه حواله عروس داماد ميشه، دعوا، تصادف و اتفاقهاي ديگه رو هم قلم ميگيرم...اي كاش ميشد اين رسم مسخره رو با خيل عظيم ديگر رسوم بد ما ايرانيها ريخت تو سطل آشغال، اي كاش...ادامه عكسها |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط Abolfazl Salmanzadeh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|